«از دکان عطاری تا افلاک عرفان: روایت زندگی و اندیشه عطار»
در گستره ادبیات و عرفان ایران، فریدالدین عطار نیشابوری،چون خورشیدی است که نورش بر راه همه سالکان افتاده است. عطار، عارف بزرگ سده ششم و هفتم، مردی بود که از دکان کوچک عطاری در نیشابور، راهی سفری شد که مقصدش حقیقت بود. سالها به درمان تنها پرداخت و در این میان درد جانها او را به جستوجوی معنایی ژرفتر کشاند. همین دگرگونی روحی، او را از عطاری به عتابیِ عرفان رساند و زبانش را به شعر و حکایت گشود.

در آثار سترگ او – از منطقالطیر و الهینامه گرفته تا مصیبتنامه و تذکرةالاولیا – جهان عرفان در قالب داستان و تمثیل جان میگیرد. پرندگان که در جستوجوی رسیدن به کمال و خواسته ی وجودی و فطری خود یعنی سیمرغ هستند، بازتابی از انسانهاییاند که حقیقت را بیرون از خویش میجویند و از وجود خودآگاه خود غافل هستند ولی سرانجام درمییابند که سیمرغ همان «سی مرغ» است؛ یعنی حقیقت همانند مرواریدی گران قیمت در صدف وجود خودشان نهفته بوده است و این چنین است که میخواهد بگوید کمال جویی همان بازگشت به حقیقت یا اصل وجودی انسان است. در حکایت شیخ صنعان، عشق همچون آتشی پاککننده ظاهر میشود و سالک را از غرور و ادعا رها میکند. این نگاه نو و روایتپردازانه، شعر عرفانی را دگرگون کرد و راه را برای مولانا و دیگران هموار ساخت؛ چنانکه مولانا گفت: «عطار روح بود و سنایی دو چشم او».
عطار نهتنها شاعر و عارف، که نگهبان تاریخ تصوف نیز بود. در تذکرةالاولیا، زندگی و اندیشه مشایخ بزرگ را چنان ثبت کرد که اگر قلم او نبود، بسیاری از آن روایتها از میان میرفت. با این همه، سالهای پایانی عمرش در سایه هجوم مغولان رقم خورد و در همان آشوب نیشابور جان سپرد؛ اما اندیشهاش از مرگ فراتر رفت.

امروز،۲۵ فروردین را برای بزرگداشت او برگزیدهاند؛ روزی که در نیشابور و شهرهای دیگر، دوستداران ادب و عرفان به دیدارش میروند، آثارش را میخوانند، و چراغی را که او برافروخت زنده نگه میدارند. عطار، شاعری که حقیقت را در داستان جاری کرد، عشق را به کلمه بخشید و انسان را با خودش روبهرو ساخت؛ و همین است که نامش را در تاریخ ادبیات فارسی جاودان کرده است.
صنایع دستی سنتی
صنایع دستی مدرن
تابلو نقاشی