سیزدهبهدر؛ جشنی کهن برای آشتی دوبارهٔ انسان و طبیعت
سیزدهبهدر؛ از کجا شروع شد؟
سیزدهبهدر نه یک جشن تصادفی، بلکه بخشیُ تکمیلی از نوروز است.
در ایران باستان جشنهای نوروزی تا روز سیزدهم ادامه داشت و این روز، زمان «بیرون رفتن از خانه» و تحویل دوبارهٔ سبزی و شادی به طبیعت بود.
در تقویم کهن ایرانی، روز سیزدهم فروردین «تیرروز» نام داشت؛ روزی منسوب به تیشتر*، ایزدباران و باروری. از همینجا رگههایی از پیوند این جشن با عناصر باروری زمین، آب و رویش در فرهنگ ایرانی دیده میشود.
آیینهای سیزدهبهدر
در ادامه مهمترین و زیباترین رسوم این جشن را، بدون بخش گرهزدن سبزه، معرفی میکنیم.
۱. انداختن سبزه در آب سبزهٔ هفتسین پس از ۱۳ روز مهمانبودن در خانه، دوباره به طبیعت بازمیگردد.
این آیین نشاندهندهٔ: - احترام به چرخهٔ زایش و مرگ طبیعت - پایان دوران نوروز - و آغاز سال کاری و کشاورزی
از نگاه زیباییشناسی، سبزهای که با آب روان همراه میشود، استعارهای است از ادامهٔ زندگی و حرکت بیپایان طبیعت.
۲. فالگوشنشینی؛ شنیدن صدای جهان یکی از دلنشینترین آیینهای نوروزی، فالگوشنشینی است.
مردم—معمولاً جوانترها—در گذرگاه یا کنار خانهها میایستند و به اولین جملههایی که از گفتوگوی رهگذران میشنوند گوش میدهند. همان جمله را پیام طبیعت یا نشانهای برای سال جدید تعبیر میکنند.
این رسم بر پایهٔ یک اصل زیباشناختی است: گاهی جهان از طریق کوچکترین صداها با ما حرف میزند.
۳. قاشقزنی؛ موسیقی نمادین شادی قاشقزنی در برخی مناطق ایران در روز سیزدهبهدر انجام میشود. جوانان صورت خود را میپوشانند، قاشقها را به هم میزنند و جلوی خانهها میروند. صاحبخانهها خوراکی یا شیرینی در ظرف آنها میگذارند.
این آیین: - نماد جلب برکت و شادی است - و بازتابی از موسیقی ساده و مردمی که همیشه با نوروز همراه بوده
اگر برای یک سایت هنری مینویسید، قاشقزنی میتواند موضوع جذابی برای ارتباط بین ریتم، سنت و فرهنگ مردمی باشد.
۴. خوراکهای بهاری در دل طبیعت سیزدهبهدر بدون خوراکیهای گرم و محلی کامل نمیشود.
در نقاط مختلف ایران: - آش رشته - آش دوغ - کباب - یا غذاهای محلی مخصوص هر منطقه
در فضای باز پخته میشود. این عمل نوعی آیین «میهمانی طبیعت» است؛ انگار انسان برای شروع سال، سفرهای کوچک در دل زمین میگستراند.
۵. بازیهای گروهی؛ شادی بهمثابهٔ آیین بازی و جنبوجوش بخش جداییناپذیر سیزدهبهدر است.
دویدن، طنابکشی، بادبادکبازی، پریدن از روی آب، یا حتی اجرای موسیقی محلی—all اینها نشانههایی از جشن زندگیاند.
این فعالیتها بازماندهٔ آیینهای کهن شادمانی بهاریاند که به باور نیاکان، باعث دورکردن انرژیهای منفی و بیدارکردن نیروهای فرّهمند طبیعت میشدهاند.
۶. آتش و خاموشکردن آن در برخی مناطق، خانوادهها آتش کوچکی روشن میکنند و در پایان روز آن را خاموش میکنند.
این آتش: - یادگاری از آیینهای مربوط به «آذر» (ایزد آتش) - و نمادی از پایان رسمی جشنهای نوروزی (از چهارشنبهسوری تا سیزدهبهدر)
در نگاه هنری، روشن شدن و خاموش شدن این آتش، همچون باز و بسته شدن پردهٔ یک نمایش باستانی است.
۷. آرزو انداختن در آب برخی مردم آرزوهای خود را بهصورت یک گل، برگ یا نشانهٔ کوچک در آب رها میکنند.
این عمل شبیه «نامهنویسی به آب» است. آب در فرهنگ ایرانی نهفقط عنصر حیات، بلکه قاصد آرزوها ست.
۸. شاهنامهخوانی و موسیقی: میراث حماسی در دل طبیعت در بسیاری از شهرهای ایران، خواندن شاهنامه، نقالی، نینوازی، آوازهای محلی یا اجرای موسیقی اقوام در سیزدهبهدر سابقه دارد.
روح پهلوانی، پاکی و روشنایی فردوسی بهزیبایی با طبیعت بهاری و فضای آزاد این جشن هماهنگ میشود.
۹.گره زدن سبزه: رسمی که امروزه بیشتر از رسم هایی که ذکر شدند و هنوز هم بعد از گذشت سالیان دراز ایرانیان در روز ۱۳ به در این رسم را به جا می آورند باور به این است که گره زدن سبزه باعث گشایش بخت جوانان دم بخت میشود و سپس به آب سپردن آن باعث برآورده شدن آرزو های آنها
در این روز، انسان ایرانی: - نوروز را بدرود میگوید - به طبیعت پناه میبرد - و با شادی، بازی، موسیقی، آب و آفتاب، سال تازه را جشن میگیرد
این جشن، نمایندهٔ روح شاعرانه و هنرمندانهٔ فرهنگ ایران است—روحی که همیشه زیبایی را در دل طبیعت جستوجو کرده است و هر ساله آن زیبایی به خصوص را پیدا میکند.
صنایع دستی سنتی
صنایع دستی مدرن
تابلو نقاشی