اساطیر ایران, افسانه ها, جشن ها

سروشگان,جشنی برای نگهبان شب

سروشگان، جشنی کهن در سپیده‌دم بهار؛ آیینی برای بزرگداشت سروش، نگهبان شب و پاسدار آتش مقدس. در گاه‌شمار باستانی ایرانیان، هر روز ماه به نام یکی از ایزدان نام‌گذاری شده بود و هرگاه نام روز با نام ماه هم‌زمان می‌شد، مردمان آن روز را به جشن و نیایش می‌آراستند. از همین رو، در هفدهم فروردین، هنگامی که «روز سروش» با ماه فروردین هم‌نشین می‌شد، موبدان و مردم گرد هم می‌آمدند تا با نیایش، آتش افروخته و آیین‌های کهن، این ایزد نگهبان و پیام‌آور را گرامی بدارند.

ما سروش که بود و چرا این روز را مقدس میشماردند؟

سروش (اوستایی: Sraosha) یکی از ایزدان مهم در دین زرتشتی است. نام او به معنی شنیدن و فرمان‌بری از فرمان الهی است. او نگهبان نظم جهان، دشمن دیوان و محافظ آیین اهورامزداست. به همین دلیل هرگاه که شب فرا می‌رسیده و دیوان که نماد شر و آشوب بودند به گیتی حمله می‌کردند سروش با گرز خود از آتش مقدس و آیین زرتشتی محافظت میکرده است.
ولی وظایف ایزد سروش به جهان مادی خلاصه نمی‌شده. او حتی پس از مرگ هم هنگامی که روح انسان سه شب پس از مرگ کنار بدن می‌مانده
از روح محافظت می‌کرده .سپس روح به پل چینود،جایی که سه ایزد داوری میکردند می‌برده. طبق باور زرتشتیان سروش نیز یکی از این سه ایزد بوده.

اما سروشگان این جشن باستانی چگونه برگزار می‌شده و تاریخچه برگزاری آن به چه زمانی برمیگردد؟

همانند تمام مناسبت های تاریخی و قدیم مخصوصا مناسبت هایی که به زمان زرتشتیان و ایران باستان برمی‌گردد نمی‌توان تاریخ کاملا مشخصی را اشاره کرد ولی به نظر‌ میرسد ریشه این جشن به سنت‌های کهن زرتشتی می‌رسد و احتمالاً از دوره‌های پیش از ساسانی وجود داشته، اما در دوره ساسانیان (وقتی زرتشتی‌گری دین رسمی بود) آیین‌های آن منظم‌تر برگزار می‌شد.
مهم‌ترین کارهایی که انجام می‌شد:

• خواندن سروش یشت از اوستا
• نیایش در آتشکده‌ها
• روشن نگه داشتن آتش مقدس
• گردهمایی خانوادگی و نذر غذا
• تلاش برای راستگویی و پرهیز از کار ناپاک

ه این ترتیب شاید امروزه این جشن به صورت رسمی در تقویم ها یاد نشده باشد اما هنوز نام و یاد سروش در ادبیات فارسی به معنای فرشته پیام آور الهی باقی مانده است،آن چنان که حافظ نیز از این نام بهره برده و دربیتی سروده است:

سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر

یادمان باشد این تاریخ و تمدن یک کشور است که می‌تواند آینده را با شکوه سازد .پس از تاریخ و تمدن اصیل ایرانی چه خوب است که غافل نشویم و آینده را به امید افسانه ها رها نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *